تبلیغات
صله ارحام - تسلیت به مناسبت اربعین سالار شهیدان
 
صله ارحام
اصلاح فرد دراصلاح جامعه موثر خواهد بود واصلاح جوامع در اصلاح جامعه جهانی
درباره وبلاگ


گفت وشنید و گپ دوستانه با صاحبان دل( عقل وایمان )و منادیان صلح وخدمت و ایثار و فرهیختگان بی نام ونشان که درزندگی اشان پیوسته به دنبال کسب رضایت خداو امام زمانشان هستند


مدیر وبلاگ : نیکبود معصوم زاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
  بیستم ماه صفر، چهل روز پس از شهادت امام حسین(ع) و یاران با وفای آن حضرت، در تاریخ به "اربعین" حسینی مشهور شده است.
   اربعین واژه­ای است، عربی كه در متون دینی ما زیاد به آن توجه شده است. به گونه­ای كه این كلمه از قداست خاصی برخوردار است. آیت الله جوادی آملی قائل است: در رقم اربعین خصوصیتی وجود دارد كه در سایر ارقام آن خصوصیت وجود ندارد. غالب انبیا در سن چهل سالگی به مقام رسالت رسیده­اند. مدت مناجات حضرت موسی(ع) در كوه طور چهل شب بود.[1] گفته­اند در نماز شب 40 مومن را دعا كنید... برای حسین بن علی(ع) آسمان و زمین چهل روز گریستند.[2]
   در برخی از روایات به بزرگداشت این روز اشاره شده است. در حدیثی از امام حسن عسكری(ع) زیارت اربعین به عنوان یكی از نشانه­های مومن شمرده شده است. در این حدیث  آن حضرت می­فرماید: علایم مومن پنج چیز است: 1- پنجاه و یك ركعت نماز در هر شبانه روز (17 ركعت واجب،  بقیه مستحب) 2- انگشتر به دست راست كردن 3- پیشانی به خاك مالیدن 4- بلند گفتن "بسم الله الرحمن الرحیم" در نماز 5- زیارت اربعین.[3] 
   در این زیارت كه متن آن را شیخ طوسی به نقل از امام صادق(ع) آورده است،[4] جملات بسیار ارزنده­ای آمده است. در بخشی از این زیارت هدف از قیام امام حسین(ع)، همان هدف نبی اكرم(ص) معرفی شده است "و بذل مهجته فیك لیستنقذ عبادك من الجهالة و حیرة الضلالة"[5] امام حسین(ع) جان خویش را فدا كرد تا بندگان را از جهالت و سرگردانی گمراهی نجات  دهد. آیت الله جوادی آملی می­نویسد: این كلمه "لیستنقذ عبادك" معنایش این است كه همه كارهای حسین بن علی(ع) برای آن بود كه هدف رسول گرامی(ص) عمل شود؛ یعنی آگاه كردن مردم به تكالیف، سپس عمل كردن به آن[6] در منابع (اربعین) بیشتر به دو رویداد اشاره دارد:
 1- روز مراجعت اسرای كربلا از شام به مدینه.[7]
 2- روزی كه جابر بن عبدالله انصاری به زیارت قبر امام حسین(ع) مشرف شد.[8]
   اما در این­كه در این روز اسرای كربلا از شام به كربلا رسیده باشند، تردیدی جدی وجود دارد.
   شیخ مفید در "مسار الشیعه" آورده است: "روز اربعین روزی است كه اهل بیت امام حسین(ع) از شام به سوی مدینه مراجعت كردند و نیز روزی است كه جابر بن عبدالله انصاری برای زیارت امام حسین(ع) وارد كربلا شد."[9]
شیخ طوسی در مصباح المتهجد[10] و ابن اعثم در الفتوح[11] نیز همین مطلب را ذكر كرده­اند.
   میرزا حسین نوری می­نویسد: از عبارت شیخ مفید استفاده می­شود كه روز اربعین روزی است كه اسرا از شام به مقصد مدینه خارج شدند. نه آن­كه در آن روز به مدینه رسیدند.[12] در این میان سید بن طاووس در "لهوف" اربعین را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا ذكر كرده است. ایشان می­نویسد: "وقتی اسرای كربلا از شام به طرف عراق برگشتند، به راهنمای كاروان گفتند: ما را به كربلا ببر. بنابراین آن­ها به محل شهادت امام حسین(ع) آمدند. سپس در آن­جا به اقامه عزا و گریه و زاری پرداختند ... ."[13] ابن نما حلی نیز روز اربعین را روز بازگشت اسرا از شام به كربلا و ملاقات آن­ها با جابر و عده­ای از بنی­هاشم ذكر كرده است.[14] بسیاری از بزرگان از جمله نوری، شهید مطهری، رسول جعفریان، مرحوم آیتی و ... این روایت سید بن طاووس را (كه البته بدون ذكر سند است)  نپذیرفته­اند و به نقد آن پرداخته­اند.
   میرزا حسین نوری از جمله مهم­ترین كسانی است كه  پس از نقل قول سید بن طاووس به نقد آن پرداخته است.[15]
   منبع دیگری كه در این باره به بحث و استدلال پرداخته كتاب: "تحقیق درباره اول اربعین حضرت سیدالشهدا(ع)" تالیف آیت الله قاضی طباطبایی است. وی برخلاف نظر علامه نوری، معتقد است كه اولین اربعین، در 20 ماه صفر سال 61 هجری بوده است و سعی دارد با رد دلائل علامه نوری این مطلب را به اثبات برساند.[16] باید به این نكته توجه داشت كه قاضی طباطبایی كتاب لهوف را از معتبرترین مقاتل می­داند و در این خصوص بحث­های زیادی مطرح كرده است. اما با توجه به این­كه علامه نوری از كتاب دیگر سید بن طاووس؛ یعنی "اقبال" به نقد لهوف پرداخته، لذا قول و استدلال ایشان (علامه نوری) در این باره صحیح­تر به نظر می­رسد. رسول جعفریان در این خصوص  می­نویسد: "شهید محراب مرحوم حاج سید محمدعلی قاضی طباطبایی كتابی مفصل درباره اربعین نوشت ... هدف ایشان در این كتاب  این بود كه ثابت كند: آمدن اسرا از شام به كربلا در نخستین اربعین بعید نیست ...؛ اما به نظر می­رسد در اثبات نكته مورد نظر، با همه زحمتی كه مولف محترم كشیده، چندان  موفق نبوده است ... . چرا كه به فرض كه طی این مسیر برای یك كاروان در زمان كوتاهی با آن همه زن و بچه ممكن باشد، باید توجه داشت كه اصل این خبر در منابع تاریخی از قرن هفتم به آن سوی تجاوز نمی­كند. علاوه بر این علمای بزرگ شیعه و سنی به آن اشاره نكرده­اند. شیخ مفید در ارشاد، ابومخنف در مقتل الحسین، بلاذری در انساب الاشراف، دینوری در اخبار الطوال و ابن سعد در الطبقات الكبری اشاره­ای به بازگشت اسرا به كربلا نكرده­اند. بلكه برعكس تصریح كرده­اند و نوشته­اند روز اربعین روزی است كه اهل بیت  امام حسین(ع) وارد مدینه شده یا از شام خارج شده­اند.[17] محمد ابراهیم آیتی[18] و شهید مطهری(ره) نیز آمدن اسرای كربلا را در روز اربعین به كربلا انكار كرده­اند. شهید مطهری(ره) در این رابطه می­نویسد: "آمدن اسرای كربلا در اربعین به كربلا جز در لهوف كه آن هم نویسنده­اش در كتاب­های دیگرش آن را تكذیب كرده و لااقل تایید نكرده، در هیچ كتاب دیگری چنین چیزی نیست و هیچ دلیل عقلی هم این را تایید نمی­كند."[19]
   شیخ عباس قمی هم داستان آمدن اسرای كربلا را در اربعین از شام به كربلا، بسیار بعید می­داند.[20] 
 
جابر بن عبدالله انصاری و زیارت امام حسین(ع) در اربعین: 
   اما در خصوص ورود جابر بن عبدالله انصاری در روز اربعین سال 61هجری به كربلا، به نظر می­رسد بین منابع تاریخی چندان اختلافی نباشد. شیخ طوسی می­نویسد: "روز اربعین روزی است كه جابر بن عبدالله انصاری صحابی رسول خدا(ص) از مدینه برای زیارت قبر امام حسین(ع) به كربلا آمد و او اولین زائری بود كه قبر شریف آن حضرت را زیارت كرد. در این روز زیارت امام حسین(ع) مستحب است و زیارت اربعین همین است.[21]
  مرحوم آیتی می­نویسد: ظاهر عبارت شیخ طوسی آن است كه جابر از مدینه به منظور زیارت حركت كرده بود و در روز بیستم ماه صفر وارد كربلا شد. نه آن­كه رسیدن او به كربلا (به طور تصادفی) بعد از چهل روز از شهادت امام(ع) روی داده باشد. و بعید نیست كه همین گونه باشد، چرا كه بعد از رسیدن اهل بیت به كوفه، ابن زیاد، عبدالملك بن الحارث السلمی را از عراق به حجاز فرستاد، تا عمرو بن سعید بن عاص اموی، والی مدینه را از شهادت امام و یاران وی آگاه سازد. عبدالملك بی درنگ به  مدینه رفت و خبر شهادت امام را رسما به والی مدینه ابلاغ كرد. در این صورت ممكن است كه جابر بن عبدالله انصاری با خبر یافتن از فاجعه شهادت امام و بنی­هاشم، از مدینه حركت كرده باشد. جابر در بیستم ماه صفر، درست چهل روز بعد از شهادت امام وارد كربلا شد و سنت زیارت امام (در اربعین) به دست او تاسیس گردید.[22] فردی كه در این روز به همراه جابر در این روز به كربلا آمده "عطیه بن سعد عوفی كوفی" است. عطیه شخصیتی است كه امام علی(ع) این نام را برای او برگزیده است. آیتی به نقل از طبری می­نویسد: سعد بن جناده انصاری (پدر عطیه) در كوفه نزد علی(ع) آمد و گفت: ای امیرمومنان خدا به من پسری داده، لطفا شما او را نام­گذاری كنید. علی(ع) فرمود: "هذا عطیه الله" این پسر عطیه خداست. حضرت با بیان این جمله در واقع او را نام­گذاری كرد.[23] آیتی در معرفی عطیه می­نویسد: "بسیار شده است كه از روی نادانی و بی اطلاعی وی را غلام جابر گفته­اند. در حالی كه او یكی از بزرگ­ترین دانشمندان و مفسران اسلامی است. وی از بزرگان تابعین و از شاگردان عبدالله بن عباس می­باشد. عطیه تفسیری در پنج مجلد بر قرآن مجید نوشته و از راویان حدیث محسوب می­شود."[24] در كتاب "بشاره المصطفی" آمده است: عطیه عوفی می­گوید: به همراه جابر بن عبدالله انصاری به منظور زیارت قبر امام حسین(ع) وارد كربلا شدیم. جابر نزدیك شریعه فرات رفت. غسل كرد و لباس­های نیكو پوشید ... سپس به طرف قبر مطهر حركت كردیم. جابر هیچ قدمی را بر نمی­داشت، الا این­كه ذكر خدا می­گفت، تا به نزدیك قبر رسیدیم. سپس به من گفت: مرا به قبر برسان.[25] من دست او را روی قبر گذاشتم. جابر روی قبر افتاد و غش كرد. من مقداری آب روی صورتش پاشیدم. وقتی به هوش آمد، سه بار گفت: یا حسین. سپس گفت: ای حسین چرا جواب مرا نمی­دهی؟ بعد به خودش گفت: چگونه می­توانی جواب دهی در حالی كه رگ­های گلوی تو را بریده­اند و بین سر و بدنت جدایی افتاده است. شهادت می­دهم كه تو فرزند خاتم­النبیین و سید المومنین ... و پنجمین فرد از اصحاب كساء هستی ... درود و سلام و رضوان الهی بر تو باد. سپس به اطراف قبر امام حسین(ع) حركت كرد و گفت:السلام علیكم ایتها الارواح التی حلت بفناء الحسین... اشهد انكم اقمتم الصلاة و اتیتم الزكاة و امرتم بالمعروف و نهیتم عن المنكر ... ."[26]  

سخن  پایانی
   به نظر می­رسد، روز اربعین روزی است كه اهل بیت امام حسین(ع) از شام به قصد مدینه حركت كرده­اند. به جز "لهوف"[27] كه جریان ورود اهل بیت امام حسین(ع) را در این روز به كربلا نقل كرده و البته در كتاب­های دیگرش هم آن را تایید نكرده است، در منابع دست اول مطلبی در خصوص ورود اسرای كربلا در روز اربعین به كربلا وجود ندارد.





 [1]."و واعدنا موسی اربعین لیله" سوره بقره، آیه51.
[2]. مقاله "اربعین حسینی" برگرفته از سخنرانی آیت الله جوادی آملی، نشریه انتخاب، 1/2/81.
[3]. محمد بن محمد بن نعمان؛ المزار، قم، مدرسه الامام االهادی، چاپ اول، ص53 و طوسی، محمد بن حسن؛ تهذیب الاحكام، بی جا، دار الكتب الاسلامیه، 1365، چاپ چهارم، ج6، ص52 و  نیشابوری، ابن فتال؛ روضه الواعظین، قم، منشورات الرضی، بی تا، ص195.
[4]. طوسی، محمد بن حسن؛ مصباح المتهجد، بیروت موسسه الفقه الشیعه، 1411، ص788 و طوسی، محمد بن حسن؛ تهذیب الاحكام، پیشین، ج6، ص113 و سید بن طاووس؛ اقبال الاعمال، بی جا، مكتب الاعلام الاسلامی، 1416، چاپ اول، ج3، ص100- 101.
[5]. طوسی، محمد بن حسن؛ مصباح المتهجد، پیشین، ص788 و طوسی، محمد بن حسن؛ تهذیب الاحكام، پیشین، ج6، ص113 و سید بن طاووس؛ اقبال الاعمال، پیشین، ج3، ص101.
[6]. آیت الله جوادی آملی، پیشین.
[7]. محمد بن محمد بن نعمان؛ مسار الشیعه، بیروت، دار المفید، 1414 چاپ دوم، ص46 و طوسی، محمد بن حسن؛ پیشین ص787 و ابن اعثم كوفی، احمد؛ الفتوح، ترجمه محمد بن احمد  مستوفی هروی، تهران، انتشارات آموزش و انقلاب اسلامی، 1372، ص916.
[8]. محمد بن محمد بن نعمان؛ مسار الشیعه، پیشین، ص46 و طوسی، محمد بن حسن؛ پیشین، ص787 و ابن اعثم كوفی، پیشین، ص916.
[9]. محمد بن محمد بن نعمان؛ مسار الشیعه، پیشین، ص46.
[10]. طوسی، محمد بن حسن؛ پیشین، ص787.
[11]. ابن اعثم كوفی، پیشین، ص916.
[12]. النوری، میرزا حسین؛ لؤلؤ و المرجان، تهران، فراهانی، 1364، ص154.
[13]. حسنی، سید بن طاووس؛ اللهوف فی قتلی الطفوف، بی جا، مهر، 1417، ص114.
[14]. حلی، ابن نما؛ مثیر الاحزان، نجف، مطبعه الحیدریه، 1369، ص86.
[15]. النوری، میرزا حسین؛ پیشین، ص152.
[16]. آیتی، محمد ابراهیم؛ برسی تاریخ عاشورا، تهران، صدوق، 1372 ه.ش، چاپ هشتم، ص139.
[17]. جعفریان، رسول؛ تاملی در نهضت عاشورا، قم، نشر مورخ 1386ش، چاپ هشتم، ص216-217.
[18]. آیتی، محمد ابراهیم؛ بررسی تاریخ عاشورا، تهران، صدوق، 1372 ه.ش، چاپ هشتم، ص139.
[19]. مطهری، مرتضی؛ حماسه حسینی، تهران، صدرا، 1373، چاپ 21، ج1، ص30.
[20]. قمی، شیخ عباس؛ منتهی الامال، بی جا، مطبوعاتی حسینی، 1370، ج1، ص525.
[21]. طوسی، محمدبن حسن؛ پیشین، ص231-230.
[22]. آیتی، محمد ابراهیم؛ پیشین، ص230-231.
[23]. همان، ص231-232.
[24]. همان، ص231-232.
[25]. از منابع بر می آید كه جابر در این زمان تقریبا نابینا بوده است. مجلسی؛ بحار الانوار، بیروت، موسسه الوفا، 1403، ج65، ص131 و امین، سید محسن؛ لواعج الاشجان، بی جا، مكتبه بصیرتی، بی تا، ص240.
 [26]. طبری، محمد بن علی؛ بشاره المصطفی، قم موسسه النشر  الاسلامی، 1420، چاپ اول، ص126 و امین، سید محسن؛  پیشین، ص240 و مجلسی؛ پیشین، ج65، ص130-131 و ج98، ص196.
[27]. به این نكته نیز باید توجه داشت كه لهوف از منابع دست اول نیست این كتاب در قرن هفتم هجری نوشته شده است.




نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
دوشنبه 2 دی 1392
نیکبود معصوم زاده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.