تبلیغات
صله ارحام - قسمت هشتم خاطرات صعود درآفاق
 
صله ارحام
اصلاح فرد دراصلاح جامعه موثر خواهد بود واصلاح جوامع در اصلاح جامعه جهانی
درباره وبلاگ


گفت وشنید و گپ دوستانه با صاحبان دل( عقل وایمان )و منادیان صلح وخدمت و ایثار و فرهیختگان بی نام ونشان که درزندگی اشان پیوسته به دنبال کسب رضایت خداو امام زمانشان هستند


مدیر وبلاگ : نیکبود معصوم زاده
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :

 صعود درآفاق قسمت هشتم

 .... حوالی ظهر بود آفتاب در وسط آسمان با تمامی قدرتش خودنمایی می کرد به طوریکه تمامی موجودات زنده حتی پشه ها نیز از شدت گرما به سایه ها پناه برده بودند  حرارت آفتاب امانم را بریده بود انگار تمامی ابرها را فراری داده بود ودریغ از یک تکه ابری که برای یک لحظه هم که شده جلوی تابش آفتاب را که بیرحمانه بر تمامی بدنم می تابید را بگیرد زمان به کندی حرکت می کرد همه جا سکوت حکمفرما بود انگار عراقی ها هم متوجه شده بودند که این نوجوان بی باک وپرجنب وجوش نوزده ساله آذربایجانی که خستگی وضعف را هرگز برخود برنمی تابید زمین گیر شده است . خشاب هفت تیرم را  که شب عملیات از یکی از فرماندهان عراقی ها، غنیمت گرفته بودم عوض کردم ودر دستانم که از رمق افتاده بودند محکم گرفتم تا در صورت مشاهده عراقی ها به طرفشان خالی کنم ولی نمی دانم چند دقیقه ویا چند ساعت گذشت ومن بیهوش بودم زمانی که به هوش آمدم دست وپایم بسته بود وعراقی ها هم بالا سرم رژه میرفتند. گویا هنوز مردد بودند که من زنده ام وشاید هم از زنده ماندنم ناراحت بودند چون شب قبل شبیهخون جالبی به آنها زده بودیم وآن ها را از سنگرهایشان بیرون ریخته بودیم. خب جنگ است ودر جنگ باید نیروها به هم، هنرنمائی کنند وقدرت وتوان خود را به رخ هم بکشند واین فتوحات شب قبل، ظاهرا برایشان خیلی گران تمام شده بود ازاینرو بنظر می رسید نمی خواهند زنده بمانم شاید قضا وقدر خدا به این اتفاق رضایت داده بود. اما چرا اینگونه ویا شاید لحظات پایانی حیات بود ومن به ذکر خدا مشغول بودم ودائما کلمه شهادتین را زمزمه می کردم باورش برایم کاملا مشکل بود که زنده گرفتار واسیر دست دشمنان بعثی شده باشم اصلا برای یکبار هم که شده به اسارت فکر نکرده بودم شاید به دلیل پرجنب وجوش بودنم ویا آشنائی ام با فنون رزمی وورزش های دیگر ویا مهارت هائی که  در میدان های تمرین رزمی داشتم ونمی گذاشتم که در چنگ حریف گرفتار آیم و انبوه زیادی از شاید های دیگری که ذهنم  را  به خود مشغول کرده بود ..... ادامه دارد           





نوع مطلب :
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

       نظرات
سه شنبه 27 اسفند 1392
نیکبود معصوم زاده
جمعه 17 فروردین 1397 11:52 ق.ظ
Have been taking little over a month.
جمعه 17 فروردین 1397 08:18 ق.ظ
B This can be a good choice for tank torches, especially
if they've giant tips with big hot flames.
جمعه 17 فروردین 1397 03:18 ق.ظ
Look no additional. Discover organizational salvation on this roomy jewelry field.
Handsome cherry wood homes a wonder of tidiness inside.
جمعه 17 فروردین 1397 02:07 ق.ظ
Have been taking little over a month.
پنجشنبه 16 فروردین 1397 07:05 ب.ظ
A diamond on a gold ring symbolizes constancy.
The tradition of the wedding ring goes again to the traditional Romans.
دوشنبه 13 فروردین 1397 10:57 ب.ظ
Have actually been taking little over a month.
دوشنبه 13 فروردین 1397 10:27 ب.ظ
I am aware first hand the damage it can cause not just to
a person but also toward one that's using it.
دوشنبه 13 فروردین 1397 09:53 ب.ظ
The feelings ought to be shared. If you're hiding something from your lawyer, then likelihood of you succeeding inside
endeavor are slim.
دوشنبه 13 فروردین 1397 08:48 ب.ظ
Earlier, metals apart from gold were used broadly to create such jewellery.

Nevertheless, vogue developed and so did the designs.
دوشنبه 13 فروردین 1397 05:59 ب.ظ
DEC ended up being a leader in the minicomputer market from mid 60's till the early 90's, nonetheless it took too much effort to penetrate the PC market.
دوشنبه 13 فروردین 1397 11:02 ق.ظ
And, unlike Apple, you may not get from extorting high charges for your product to
bribing individuals to buy it.
یکشنبه 15 مرداد 1396 12:21 ق.ظ
My partner and I stumbled over here coming from a different web address and thought I might check things out.
I like what I see so i am just following you.
Look forward to checking out your web page yet again.
پنجشنبه 8 تیر 1396 10:47 ب.ظ
This is the perfect blog for anyone who wishes to find out about
this topic. You understand so much its almost tough to argue with you (not that I actually would
want to?HaHa). You definitely put a fresh spin on a topic
that's been written about for a long time. Wonderful stuff, just wonderful!
چهارشنبه 7 تیر 1396 09:38 ب.ظ
Right away I am going to do my breakfast, when having my breakfast coming again to read further news.
دوشنبه 14 فروردین 1396 09:36 ق.ظ
Pretty! This has been a really wonderful post. Thanks for providing this information.
پنجشنبه 10 فروردین 1396 04:01 ب.ظ
I'm curious to find out what blog platform you have been utilizing?
I'm having some minor security issues with my latest blog and I'd
like to find something more risk-free. Do you have any
recommendations?
شنبه 5 دی 1394 03:19 ق.ظ
ببخشیداشتباه تایپی شد (خاطرات)
شنبه 5 دی 1394 03:12 ق.ظ
خواهش میکنم لطفاادامه خاطاتتون روهمبنویسیدمن مشتاقم ازدوران اسارتتون هم بدونم
شنبه 5 دی 1394 03:11 ق.ظ
خواهش میکنم لطفاادامه خاطاتتون روهمبنویسیدمن مشتاقم ازدوران اسارتتون هم بدونم
جمعه 29 فروردین 1393 03:46 ب.ظ
آفرین به این قلم شیوا که اینگونه بی ریا می نویسد:)
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر